چه کسی قوانین بلاکچین را وضع می کند؟

140

چه کسی قوانین بلاکچین را وضع می کند؟

 

چکیده:

داشتن حق رای دادن به قوانینی که بر رمزارزهای حکومتی حاکم اند، چقدر ارزشمند است؟ با دقت و تمرکز بر قیمت رمزارزها،  – توکن های حاکمیتی – چیزی بیش از بازدهی مالی در اختیار سرمایه گذاران قرار می گیرد: به آنان این اختیار داده می شود تا برای بلاکچینهای مشخص، قانون وضع کنند. اگر نهاد دولتی مرکزی در کار نباشد، تصمیم گیری برای هر بلاکچین به کاربران آن بلاکچین واگذار می شود. اما باید بدانید که همه کاربران شامل این قانون نمی شوند. کاربران اولیه یکی از سیستم های DeFi مورد استفاده، می توانند توکن های حاکمیتی را خریده یا به دست بیاورند، و این مساله برای خریدار یا دارنده ی آن توکن، حق رای، نگهداری یا مدیریت بلاکچین مرتبط را می دهد. یعنی هر توکن، یک حق رای است. این توکن ها معمولا ارزش پولی دارند، اما توانایی تعیین تکلیف برای آینده ی یک بلاکچین خودش دارای ارزشی منحصر به فرد، آن هم در زمانی که سیستم های تجاری جدید روز به روز در حال جا افتادن در مبادلات روزانه هستند است.

 

دوج کوین، ارزی که با یک لطیفه شروع شد و یک شبه خیلی ها را میلیونر کرد. Cryptokitties، کارت های معاملاتی گربه های کارتونی، بیش از صدها هزار قطعه فروش داشته اند. یکی از -طعم-های چیپس Pringles که به صورت توکن غیر قابل تعویض (NFT) موجود است، به قیمتی بیشتر از تمام چیپس هایی که قرار است در طول زندگی تان بخورید به فروش می رود. شاید در نظر اول تمام پروژه های مبتنی بر بلاکچین بی معنی به نظر برسند، یعنی برای مردم عادی شکل یک کلاف در هم تنیده و گیج کننده، و برای موسسات مالی چیزی شبیه به یک لطیفه اند. این شوخی ها و کلک بازی ها گاهی هم عامل کسب درآمدند. اما اگر به اندازه کافی زرنگ باشید، خواهید دید که در بطن این شوخی و طنازی ها، حرکات جدی  و کارهای بزرگی مشغول انجام است. جمعی از توسعه دهندگان و سرمایه گذاران در حال ساخت زیرساخت های قوی و مستحکمی هستند که قرار است شالوده نوع تازه ای از اقتصاد باشد: اقتصاد غیرمتمرکز. یکی از اهداف اقتصاد غیرمتمرکز ایجاد یک سیستم مالی باز و غیرمتمرکز (DeFi)  است.

DeFi  یک پدیده نوپاست، است و در تلاش برای رسیدن به تکامل است، حتی اگر این مسیر برای بسیاری از ما سرگیجه آور باشد. همزمان با پیشرفت دیفای، آزمایش های مختلفی با درصد اطمینان بالا برای پیش بینی وقایع پیش رو در حال انجام است. با این وجود، بازار در حال رشد نشان می‌دهد که ابداعات بنیادین بلاکچین، رمزنگاری ها و ابداعات نرم ‌افزاری که  امکانات مختلفی را فراهم کرده ‌اند، پا برجا خواهند ماند.

در حالی که تاکنون عمده علاقه مردم به رمزارزها، بر سفته بازی روی قیمتها متمرکز بوده، بر اهمیت رمزارزها و بازی بزرگی که تکنولوژی بلاکچین شروع کرده نبوده است. سطحی از غیرمتمرکز سازی و خودکار کردن امور که بواسطه رمزارزها میسر می شود، تغییر دهنده قوانین بازی هستند، چرا که راه های تازه ای برای تولید ارزش و انتقال آن خلق می کنند. هنگامی که فرصت های بوجودآمده از هوش مصنوعی، اینترنت اشیا، روباتیک و رمزارزها هم جهت و هم مسیر می شوند، مجموعا امکان گروهی از نوآوری ها را  گرد هم می آورند که خود مبدا ابداعات تازه است، مثلا عملیات خودمختار- که در آن فرآیندهای تجاری مستقلا اجرا می شوند. قوانین مرتبط با این سیستم نوین توسط دارندگان توکن های حاکمیتی- governance tokens- نوشته می شود، داشتن این توکن ها به دارندگان اجازه اظهار نظر در مورد خط مشی و تعیین جهت توسعه سیستم ها را میدهد. برای افراد و شرکت های آینده نگری که از رمزارزها استفاده می کنند، این توکن های به ظاهر بی استفاده- در حقیقت دارای اهمیت به خصوص خود هستند.

ارزش حق رای

در طراحی معماری زیست بوم کریپتویی، دو مفهوم حایز اهمیت هستند: غیر متمرکز سازی و حاکمیت امور درون زنجیره ای. با غیر متمرکز سازی شروع می کنیم. بلاکچین یک فناوری دفتر کل شخص به شخص خودمختار برای مدیریت و ثبت تراکنش هاست. بلاکچین ها شفاف، دقیق و خودکار هستند. بلاکچین ها نیازی به حضور شخص ثالث یا دلال ها ندارند. تایید تراکنشها از طریق نرم افزارها انجام می شود. کاربران مجبور نیستند با هزینه های اضافی و مامورین مالیاتی سر و کله بزنند و یا برای کسب مجوز امور مالیاتی دوندگی کنند. این مهم عملا زیرساخت های مالی و اقتصادی را به کل تغییر میدهد. از آنجایی که بلاکچین ها غیر قابل دستکاری هستند و امکان ویرایش یا بازنویسی سوابق را ندارید، دیگر لزوم حضور شخص ثالث یا واسطه ها از بین می رود و این خودش صرفه جویی در هزینه هاست.

بعد بحث حاکمیت درون زنجیره ی را داریم که شیوه وضع و بازبینی قوانین جاری برای یک بلاکچین به خصوص را میسر می کند. این مساله می تواند برای ایجاد یک سازمان مستقل غیرمتمرکز (DAO) یا یک سیستم DeFi استفاده شود. سیستم مالی و اقتصادی کنونی ما به میانجی های قابل اعتماد، مانند کارگزاران وام مسکن یا مدیران بانک ‌ها وابسته است. آن ها پروتکل و قانونی را وضع می کنند که هم از سازمان و هم از مشتری های سازمان حفاظت می کند. در یک سیستم مالی غیرمتمرکز و مبتنی بر بلاکچین،  فرایند نوشتن قوانین اغلب از طریق حاکمیت درون زنجیره انجام می شود. کاربران جدید الورود بلاکچینهای جدید DeFi ، می توانند توکن های حاکمیتی را خریده یا به دست آورند، که به دارنده آن حق رای در مورد نحوه نگهداری، گسترش و مدیریت بلاکچین را می دهد. هر توکن، به منزله ی یک رای است.

اهمیت این توکن ها بعد از ایجاد یک شبکه ی کریپتویی، مطرح می شود. بسیاری از پروژه‌ های بلاکچین با حاکمیت برون-زنجیره ای شروع می‌شوند، که می‌تواند هر چیزی باشد، از ایمیل ‌های تجاری توسعه دهندگان در مورد نحوه تغییر کدها گرفته تا یادداشت های ارسال شده توسط بنیان گزاران مختلف در GitHub، (که منبع اصلی کد های نرم ‌افزار مورد استفاده برای پروژه‌ های نرم‌افزاری منبع باز است). سازندگان ارزها، نویسنده های قوانین نیز هستند. پس از وضع تنظیمات جدید، بسیاری از آنها به تولید زنجیره ی تولید و استفاده از توکن های حاکمیتی می پردازند.

زمانی که این سوییچ از حاکمیت برون زنجیره به درون زنجیر اتفاق بیافتد توکن های حاکمیتی با ارزش می شوند. این اتفاق برای  Compound Finance یکی از اولین پروژه های مهم DeFi، رخ داد که در آن ارزش توکن‌های حاکمیتی کاربران به ‌طور چشمگیری همزمان با فعال شدن سیستم در شبکه ی اصلی افزایش یافت. حاکمیت درون زنجیره رسمی و دموکراتیک تر از حاکمیت برون زنجیره است، و به دارندگان توکن های حاکمیتی حق رای می دهد. برخی از اکوسیستم ها ممکن است به آپشن های در شرف انتشار رأی دهند. حالا این مساله می تواند تنظیم سیاست پولی یا وثیقه مورد نیاز برای یک وام باشد یا، می‌تواند این باشد که بلاک چین از چه نوع مکانیسم تاثیرگذاری بر عملکرد امنیت و به کاربردن منابع آن بلاکچین استفاده می کند. ساختار حاکمیت درون زنجیره بر حفظ شفافیت بنا شده، که در آن همگان می توانند بر همه چیز نظارت داشته باشند و از انجام معاملات پشت درهای بسته توسط انسان ها جلوگیری شود.

در حالی که تمرکز اصلی سرمایه‌ گذاران رمز ارزها تاکنون بر مثبت اندیشی رویایی بوده است، توکن‌های حاکمیتی احتمالا با بالغ شدن سرمایه‌گذاری درصنعت رمز ارز مهم ‌تر و ارزشمندتر خواهند شد. دلیلش ساده است: با افزایش ارزش یک شبکه کریپتویی، ارزش حق مالکیت آن نیز افزایش می یابد. از آنجایی که دارندگان توکن باید مالکیت اموال کریپتویی خود را در اختیار داشته باشند تا همچنان به نفع آن رای دهند، سرمایه گذاران نیز خواهند خواست تا توکن های بیشتری را به دست آورده و نگهداری کنند تا بتوانند به مشارکت درمدیریت امور ادامه دهند. تا زمان اخذ تصمیمات خوب و کارساز، توکن ها با گذشت زمان ارزش بیشتری پیدا خواهد کرد.

ما مورد مشابهی مشابهی در سیستم مالی سنتی داریم. اگر سهام سنتی پس از پرداخت تمام هزینه‌های تجاری، حق یا ادعایی را برای جریان نقدینگی فراهم ‌کند، پس توکن ‌های حاکمیتی هم می توانند به شکلی مشابه سهام باشند. چرا که حق مدیریت شبکه و خزانه را به صاحبان خود می دهند.

 توکن حقوقی

با داشتن یک گوشی هوشمند، می توانید یک سرمایه گذار یا کاربر بالقوه در صنعت رمزارز باشید. اما این کار به سادگی باز کردن حساب در Coinbase نیست. یک سرمایه گذار هوشمند، محصولات گول زننده ای که خبرساز هستند را نادیده می گیرد و برای آموزش اصول کار با رمزارزها وقت صرف می کند. از آنجایی که آنها توان و حق تعیین تکلیف برای رمزارزها  را دارند، پس بعید نیست که توکن های حاکمیتی با پیشرفت اوضاع دارای ارزش مضاعف شوند.

ما در حال گذار به دنیای جدیدی هستیم که در آن بیشترین کار با کمترین مایه (بالاتر رفتن کارآیی سیستمها و کاهش هدر رفت) در حال رخ دادن است. یکی از دلایلی که این امر را ممکن کرده است این است که نوع اوری ها در تکنولوژی، قلب اقتصادی دنیاست. دنیا به سوی خودکار شدن پیش می رود. و با ادامه این روند، ما به مکانیسم هایی نیاز خواهیم داشت که رابطه ی بین انسان و ماشین را مدیریت کنند. در DeFi، سیستم های مالکیت درون زنجیره در استفاده از توکن های حاکمیتی کاملا امیدوارکننده به نظر می رسند. کریپتو هنوز جوان است.. میم کوین ها را باید همان چیزی که هستند در نظر گرفت. لطیفه! اما بیایید این شوخی ها را با نوآوری های واقعی اشتباه نگیریم. تنها اموال رمزارزی که به دارنده آن حق مسلم برای داشتن رای  می ‌دهد، توکن های حاکمیتی هستند. به جای حدس و گمان، بیایید بخشی از آن باشیم. توکن های حاکمیتی به سرمایه گذاران نه تنها یک سهم، بلکه یک رای می دهند. همانطور که در طول تاریخ دیده ایم، حق رای یکی از قدرتمند ترین ابزارهاست.

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.